سيد محمد دامادى
245
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
بيخُردگى مدار ، اگر موركى ضعيف * پاىِ ملخ به سوىِ سليمان بَرَد همى [ ديوان جمال ص 351 ] اينك شواهدى ديگر از بىخردگى : چون تو ممدوح و من برِ دونان * اينْتْ بىخردگى و كشخانى [ سنايى چاپ مصفا ص 343 ] بىخردگى - بيخردى بىخرده به تنهايى در اين شعر سنايى آمده است : خواهنده كه باشند چنو بر سرِ منبر * بىدانش و بىخرده إمامانِ قضايى [ أيضا سنايى ص 314 ] خود ندانم چگونه خواهم خواست * عذرِ بىخُردگى و مستىِ خويش [ انورى در قطعهء عذر بدمستى و مدح صفوة الدّين ] بىخردگى : انورى بىخردگيها مىكند * تو بزرگى كن برو خرده مگير [ نقل از يادداشتهاى مينوى ] « بىخردى خادم ، دليل بىخردگى مخدم باشد . » [ لمعة السّراج حاشيه ص 154 ] « پادشاه كه چشم داد و خردمندگى ، گشاده ندارد . » [ قابوس نامه / 227 و نيز ص 458 ] [ منشآت خاقانى صص 538 - 537 ] . . . تا چه بيخردگى بجاى آوردهايد كه هر ساعتى شما را محبوس أندهان كردهاند . [ معارف بهاء ولد ج 1 ص 258 و ج 4 ص 74 چاپ فروزانفر و تعليقات آن ج 1 : 467 و ج 4 : 273 ] « عظيم بيخردهوار در خراميدى و پاى نه به اندازهء گليم دراز كردى « گل و مل ، فرهنگ ايران زمين ، 16 : 218 ) « إلّا به كسى كه در اين باره مضايقتى نموده باشد ، و